ی کلاغ رو سیاه
-
تاریخ: 1396/9/16 ساعت: 1:27
تو دل یه مزرعه یه کلاغی رو سیاههوایی شده بره پابوس امام رضااما هی فک میکنه اونجا جای کفتراسآخه من کجا برم یه کلاغ که روسیاسمن که توی سیاهیا از همه روسیاترممیون اون کبوترا با چه رویی بپرمتو همین فکرا بودش کلاغه عاشقمونیه دلش میگفت برو یه دلش میگفت بمونکه یهو صدایی گفت تو نترس و راهی شوبه سیاهی فک نکن...
آمد بهار جان ها
-
تاریخ: 1396/9/16 ساعت: 1:27
آمد بهار جانها ای شاخ تر به رقص آچون یوسف اندرآمد مصر و شکر به رقص آای شاه عشق پرور مانند شیر مادرای شیرجوش دررو جان پدر به رقص آچوگان زلف دیدی چون گوی دررسیدیاز پا و سر بریدی بیپا و سر به رقص آتیغی به دست خونی. آمد مرا که چونیگفتم بیا که خیر است گفتا نه شر به رقص آاز عشق تاجداران در چرخ او چو باران...
آخرین جرعه این جام
-
تاریخ: 1396/9/16 ساعت: 1:27
همه می پرسند : - « چیست در زمزمه ی مبهم آب؟چیست در همهمه ی دلکش برگ؟چیست در بازی آن ابر سپید،روی این آبی آرام بلند،که ترا می برد اینگونه به ژرفای خیالچیست در خلوت خاموش کبوترها؟چیست در کوشش بی حاصل موج؟چیست در خنده ی جام؟که تو چندین ساعتمات و مبهوت به آن می نگری!؟»- نه به ابر ،نه به آب،نه به برگنه ب...
آمدم ای شاه سلامت کنم
-
تاریخ: 1396/8/23 ساعت: 20:42
آمدم ای شاه سلامت کنم عرض ارادت به مقامت کنم آنچه که دارم تو رساندی به من هیچ ندارم که به نامت کنم آمده ام تا که سلامت کنم سلامت کنم..حرمت باغ گل و نور نفست بوی بهار است نگه ات قبله نمای رخ بی صورت یار است چه کسی رو به تو آورد و نچید از تو نگاهی دل
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی
-
تاریخ: 1395/7/29 ساعت: 3:03
چه روزها که یک به یک غروب شد نیامدی چه بغض ها که در گلو رسوب شد نیامدی خلیل آتشین سخن، تبر به دوش بت شکن خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم نه ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام دوباره صبح، ظهر، نه! غروب شد نیامدی
سفر در شب
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 12:22
همچون شهاب میگذرم در زلال شب از دشت های خالی و خاموش از پیچ و تاب گردنه ها قعر دره ها نور چراغها چون خوشه های آتش در بوته های دود راهی میان ظلمت شب باز میکند همراه من ستاره غمگین و خسته ای در دور دست ها پرواز میکند نور غریب ماه نرم و سبک به خلوت آغوش دره ها تن میکند رها بازوی لخت گردنه پیچیده کامجو ...
ی کلاغ رو سیاه
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 12:22
تو دل یه مزرعه یه کلاغی رو سیاههوایی شده بره پابوس امام رضااما هی فک میکنه اونجا جای کفتراسآخه من کجا برم یه کلاغ که روسیاسمن که توی سیاهیا از همه روسیاترممیون اون کبوترا با چه رویی بپرمتو همین فکرا بودش کلاغه عاشقمونیه دلش میگفت برو یه دلش میگفت بمونکه یهو صدایی گفت تو نترس و راهی شوبه سیاهی فک نکن...
ستایش
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 12:22
دوباره نم نم بارون، صدای شرشر ناودوندل بازم بیقراره دوباره رنگ چشاتو، خیال عاشقی باتواین دل آروم نداره نداره نداره شبامو و خواب نوازش، دوباره هق هق و بالشگریه یعنی ستایش… ستایش تو و چشمات، دلم هنوز تو رو میخواددل باز پر زده واسه عطر نفس هات اتاقم عطر تو داره، دلم گرفته دوبارهکار من انتظاره یه عکس و ...
آخرین جرعه این جام
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 12:22
همه می پرسند : - « چیست در زمزمه ی مبهم آب؟چیست در همهمه ی دلکش برگ؟چیست در بازی آن ابر سپید،روی این آبی آرام بلند،که ترا می برد اینگونه به ژرفای خیالچیست در خلوت خاموش کبوترها؟چیست در کوشش بی حاصل موج؟چیست در خنده ی جام؟که تو چندین ساعتمات و مبهوت به آن می نگری!؟»- نه به ابر ،نه به آب،نه به برگنه ب...
سیمین بری
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 12:22
سیمین بَری ،گل پیکری آریاز ماه و گل زیبا تری آریهمچون پـَری اَفسونگری آریدیوانهء رویت منم ،چه خواهی دگر از منسرگشتهء کـُویَـت منم ،نداری خبر از منهر شب که مَه در آسمانگردد عیان دامن کشانگویم به او راز نهانکه با من چه ها کردیبه جانم چه ها کردیهر شب که مه در آسمانگردد عیان دامن کشانگویم به او راز نهان...
عید سعید غدیر
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 12:21
از فرط گنه جهان ما شد تاریک ای کاش خدا برای عرض تبریک در عید غدیرخم به نور صلوات عیدی بدهد فرج نماید نزدیک عید سعید غدیر خم مبارک باد