خرید بک لینک
چه روزها که یک به یک غروب شد نیامدی


چه بغض ها که در گلو رسوب شد نیامدی


خلیل آتشین سخن، تبر به دوش بت شکن


خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی


برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم نه


ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی


تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام


دوباره صبح، ظهر، نه! غروب شد نیامدی

برچسب: خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی,شعر خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی, نویسنده: علی صادقی تاريخ: پنجشنبه 29 مهر 1395 ساعت: 3:03

صفحه بندی